تبلیغات
کویـــــــــر دل مـــــن - قایقی خواهم ساخت.....
دوشنبه 25 دی 1391

قایقی خواهم ساخت.....

   نوشته شده توسط: مینا مهاجر    




قایقی خواهم ساخت

خواهم انداخت به آب.

دور خواهم شد از این خاک غریب

که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق

قهرمانان را بیدار کند.

قایق از تور تهی

و دل از آروزی مروارید،

همچنان خواهم راند

نه به آبیها دل خواهم بست

نه به دریا ـ پریانی که سر از آب بدر می آرند

و در آن تابش تنهایی ماهی گیران

می فشانند فسون از سر گیسوهاشان

همچنان خواهم راند

همچنان خواهم خواند

«دور باید شد، دور.

مرد آن شهر، اساطیر نداشت

زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود

هیچ آئینه تالاری، سرخوشیها را تکرار نکرد

چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود

دور باید شد، دور

شب سرودش را خواند،

نوبت پنجره هاست.»

همچنان خواهم راند

همچنان خواهم خواند

پشت دریاها شهری ست

که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است

بامها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می نگرند

دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است

مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند

که به یک شعله، به یک خواب لطیف

خاک موسیقی احساس تو را می شنود

و صدای پر مرغان اساططیر می آید در باد

پشت دریا شهری ست

که درآن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است

شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.

پشت دریاها شهری ست!

قایقی باید ساخت .


hannavaros.wordpress.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:42 ق.ظ
Hey there, I think your website might be having browser compatibility issues.
When I look at your blog in Firefox, it looks fine but when opening in Internet Explorer, it has some overlapping.
I just wanted to give you a quick heads up! Other then that, terrific
blog!
manicure
دوشنبه 14 فروردین 1396 05:21 ق.ظ
I have to thank you for the efforts you have put in writing this site.
I'm hoping to see the same high-grade blog posts by you in the future as well.
In fact, your creative writing abilities has inspired me to get my own blog now ;)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر