تبلیغات
کویـــــــــر دل مـــــن - یکی بود و یکی نبود
شنبه 18 شهریور 1391

یکی بود و یکی نبود

   نوشته شده توسط: مینا مهاجر    







یکی بود یکی نبود

روزی می آید یکی هست و یکی نیست...

وقتی بچه بودم و از بازی روزگار بی خبر

پیش خود می گفتم چرا اول قصه ها یکی بود یکی نبود هست

اما حالا بعد از گذشت سالها دریافتم که باید آخر قصه گفت

یکی بود یکی نبود..

اول قصه همه راستگو،

اما آخر قصه دروغ ها بیداد می کند

آخر قصه تنهایی هست

آن زمان کسی هست  و من نیستم

کسی جای  من نشسته و من تنها هستم.

کاش یادم در دلش می ماند

هیچ چیز بی ارزش تر از صداقت نیست

تمام رنج هایم حاصل صداقتم بود

و سر انجام آن روز خواهد آمد

آن روز که  من نیستم  و تو با دیگری هستی

من هستم و هیچ کس جای تو نیست

همانند دیروز تنها می شوم

کاش این قصه هیچ گاه آغاز نمی شد ..


paulwhmicwfbtd.jimdo.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 06:47 ب.ظ
Hola! I've been reading your website for a while now and finally got the courage to go ahead and
give you a shout out from New Caney Tx! Just wanted
to say keep up the fantastic work!
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:18 ب.ظ
It is perfect time to make some plans for the future and it is time
to be happy. I've read this post and if I could I want to suggest you few interesting
things or suggestions. Perhaps you could write next articles referring to this
article. I wish to read even more things about it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر